تبلیغات
bekhanid ta bedanid` - داستان کوتاه
یکشنبه 15 فروردین 1389  12:20 ب.ظ

داستان کوتاه :


دیوار شیشه ای

یه روز یه  دانشمند یک آزمایش جالب انجام  داد .  اون یه  آکواریوم شیشه ای ساخت و اونو با  یه دیوار شیشه ای دو

 قسمت  کرد.  تو یه قسمت یه ماهی بزرگتر انداخت و در قسمت دیگه یه ماهی کوچیکتر که غذای مورد علاقه ی ماهی

 بزرگه بود .

ماهی کوچیکه تنها غذای ماهی بزرگه بود و دانشمند به اون  غذای دیگه ای نمی داد... او برای  خوردن ماهی کوچیکه بارها

و بارها به طرفش حمله می کرد، اما هر بار به یه دیوار نامرئی می خورد.  همون دیوار شیشه ای که اونو از غذای مورد علاقش

 جدا می  کرد.

  بالا خره بعد از مدتی از حمله به ماهی کوچیک منصرف شد. اون باور کرده بود که رفتن به  اون طرف آکواریوم و خوردن

ماهی کوچیکه کار غیر ممکنیه.  دانشمند شیشه ی وسط  رو برداشت و راه ماهی بزرگه رو باز کرد، اما ماهی بزرگه هرگز به

 سمت ماهی کوچیکه حمله نکرد. اون هرگز قدم به سمت  دیگر آکواریوم نگذاشت.  می دونین چرا؟

  اون دیوار شیشه ای دیگه وجود نداشت، اما ماهی بزرگه تو ذهنش یه دیوار شیشه ای ساخته بود.  یه دیوار که شکستنش از

 شکستن هر دیوار واقعی سخت تر بود.  اون دیوار باور خودش بود.  باورش به محدودیت.

  ما هم اگه خوب تو اعتقادات خودمون جستجو کنیم، کلی دیوار شیشه ای پیدا می کنیم که نتیجه ی مشاهدات و تجربیاتمونه و

 خیلی هاشون هم اون بیرون نیستن و فقط تو ذهن خود ما وجود  دارند.

  "هر فردی خود را ارزیابی می کند و این برآورد مشخص خواهد ساخت که او چه خواهد شد. شما نمی توانید بیش از آن

 چیزی  بشوید که باور دارید هستید، اما بیش از آنچه باور دارید می توانید انجام دهید.

نورمن وینست پیل


کامیون حمل زباله


روزی من سوار یک تاکسی شدیم، و به فرودگاه رفتیم. ما داشتیم در خط عبوری صحیح رانندگی میکردیم

که ناگهان یک ماشین درست در جلوی ما از جای پارک بیرون پرید. راننده تاکسی ام محکم ترمز گرفت.

ماشین سر خورد، و دقیقاً به فاصله چند سانتیمتر از ماشین دیگر متوقف شد!

راننده ماشین دیگر سرش را ناگهان برگرداند و شروع کرد به ما فریاد زدن. راننده تاکسی ام فقط لبخند زد

و برای آن شخص دست تکان داد.  منظورم این است که او واقعاً دوستانه برخورد کرد.

بنابراین پرسیدم: ((چرا شما تنها آن رفتار را کردید؟ آن شخص نزدیک بود ماشین تان را از بین ببرد و ما

را به بیمارستان بفرستد!)) در آن هنگام بود که راننده تاکسی ام درسی را به من داد که اینک به آن

می گویم: ((قانون کامیون حمل زباله.))

 او توضیح داد که بسیاری از افراد مانند کامیون های حمل زباله هستند. آنها سرشار از ناکامی،  خشم، و

ناامیدی ( زباله) در اطراف می گردند. وقتی زباله  در اعماق وجودشان  تلنبار می شود، آنها به جایی

احتیاج دارند تا آن را تخلیه کنند و گاهی اوقات روی شما خالی میکنند. به خودتان نگیرید. فقط لبخند بزنید،

دست تکان بدهید، برایشان آرزوی خیر بکنید، و بروید.

زباله های آنها را نگیرید و پخش کنید به افراد دیگر ی در سرکار، در منزل، یا توی خیابان ها.

حرف آخر این است که افراد موفق اجازه نمی دهند که کامیون های زباله  روزشان را بگیرند و خراب

کنند.

زندگی خیلی کوتاه است که صبح با تأسف ها از خواب برخیزید، از این رو..... ((افرادی را که با شما

خوب رفتار می کنند

دوست داشته باشید. برای آنهایی که رفتار مناسبی ندارند دعا کنید.))

زندگی ده درصد چیزی است که شما می سازید و نود درصد نحوه برداشت شماست.

 


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 15 فروردین 1389
نظرات()   
   
chocolate
سه شنبه 11 اردیبهشت 1397 11:34 ب.ظ
This paragraph is actually a fastidious one it assists new the web visitors, who are wishing in favor of
blogging.
Foot Pain
شنبه 14 مرداد 1396 09:28 ب.ظ
Hi, for all time i used to check blog posts here
early in the break of day, since i enjoy to learn more and more.
petronilabuswell.jimdo.com
چهارشنبه 3 خرداد 1396 07:12 ب.ظ
I've been exploring for a little for any high-quality articles or blog posts in this sort of house .
Exploring in Yahoo I ultimately stumbled upon this web site.
Studying this information So i am glad to express that I've a very
excellent uncanny feeling I found out just what I needed.
I so much definitely will make sure to don?t disregard this website and give it a glance regularly.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
آخرین پست ها

Khod Ra Beshanid !..........شنبه 21 فروردین 1389

Har Moghe Halet Bad Bood In Ro Bekhon!!..........شنبه 21 فروردین 1389

Chegone Shal Va Rousari Bebandim ..........شنبه 21 فروردین 1389

Amoozeshe Khabe Rahat Be Raveshe Chini..........چهارشنبه 18 فروردین 1389

laghari468..........یکشنبه 15 فروردین 1389

Rahnamiye Entekhabe Anti Viruse..........یکشنبه 15 فروردین 1389

درسهای زندگی..........یکشنبه 15 فروردین 1389

dorogh468..........یکشنبه 15 فروردین 1389

داستان کوتاه..........یکشنبه 15 فروردین 1389

212-468..........یکشنبه 15 فروردین 1389

In Makan Ha Zendegi Nakonid..........یکشنبه 15 فروردین 1389

Dastane Kotah ....Shekast Vojod Nadarad..........دوشنبه 17 اسفند 1388

Natayeje OScar 2010)Shekaste Avatar)..........دوشنبه 17 اسفند 1388

Bright Lights, City Life: The World While You Sleep..........دوشنبه 17 اسفند 1388

مشق اول : مشق هایی برای شاد زیستن..........سه شنبه 11 اسفند 1388

مشق شماره 2 : چرا به مصیبت نیاز داریم؟..........سه شنبه 11 اسفند 1388

مشق شماره 3 : درسهای زندگی..........سه شنبه 11 اسفند 1388

مشق شماره 4 : هر كاری را می توانم انجام بدهم به جز این یكی !..........سه شنبه 11 اسفند 1388

میهن هیست..........دوشنبه 10 اسفند 1388

چگونه طلا بخریم؟..........دوشنبه 10 اسفند 1388

چگونه با انگیزه و هدفمند باشیم..........چهارشنبه 5 اسفند 1388

خلاقیت برتر از پرهوشی..........چهارشنبه 5 اسفند 1388

همه پستها